دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:10 توسط علی
|
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمانست این و دیگرگون نخواهد شد
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 18:42 توسط علی
|
بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت که در مقام رضا باش و از مقام رضا مگریز
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:42 توسط علی
|
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 23:20 توسط علی
|
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:14 توسط علی
|
من زمسجد به خرابات نه خود افتادم اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
+
نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 17:2 توسط علی
|
مکن به نامه سیاهی ملامت من مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 13:26 توسط علی
|
چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 0:57 توسط علی
|
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد ساحت کون ومکان عرصه میدان تو باد
ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغرا کش دیوان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 17:39 توسط علی
|
گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد با طینت اصلی چه کند بد گهر افتاد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:11 توسط علی
|
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش که هر چه ساقی ما کرد عین الطافست
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 14:11 توسط علی
|
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش که هر چه ساقی ما کرد عین الطافست
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 14:5 توسط علی
|
حافظ ز خوبرویان بختت جز اینقدر نیست گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 13:47 توسط علی
|
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست ؟ که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 16:28 توسط علی
|
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم اگر از خمر بهشت است واگر باده مست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:45 توسط علی
|
عاشق چه کشد گر نکشد بار ملامت با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 20:48 توسط علی
|
مستور و مست هردو چو از یک قبیله اند ما دل به عشوه که دهیم اختیارچیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست تا در میانه خواسته کردگار چیست
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 1:56 توسط علی
|
سیر سپهر و گردش گردون را چه اختیار در گردشند بر حسب اختیار دوست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:55 توسط علی
|
گناه اگرچه نبود اختیار ما حافظ تو در طریق ادب باش گو گناه من است
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:54 توسط علی
|
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 14:12 توسط علی
|
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نه بگشادست
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 4:32 توسط علی
|
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فی الجمله اعتماد مکن بر بنات دهر کاین کارخانه ایست که تغییر میکنند
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:5 توسط علی
|
مساله اراده
جبر یا اختیار؟
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:5 توسط علی
|
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزلر بار من این نکته کرده ام تحقیق
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 6:20 توسط علی
|
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 10:49 توسط علی
|
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:28 توسط علی
|
ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آنکه پر نقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در پرده اسرار چه کرد
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:19 توسط علی
|
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
از درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:18 توسط علی
|
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل در این حرم دارد؟
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:42 توسط علی
|
گره ز دل بگشا و ز سپهر یاد نکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
که آگه است که کاوس و کی کجا رفتند
که واقف است که چون رفت تخت جم برباد
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:42 توسط علی
|